تبلیغات
عقل سرخ
پنجشنبه 27 بهمن 1390

مضحكه

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین

چندی پیش شاهد ترور یكی از دانشمندان هسته ای كشور در سالگرد ترور دكتر علیمحمدی بودیم. مسئولان اسرائیلی چندین بار اعلام كرده اند كه باید به هر صورتی پیشرفت هسته ای ایران را به تاخیر انداخت، حال چه با بمباران تاسیسات هسته ای و چه با ترور دانشمندان هسته ای. از آن جایی كه این ترور دقیقا در سالروز ترور دكتر علیمحمدی بود نشانه قدرت سرویس اطلاعاتی رقیب در اعمال نقشه ترور بوده و البته ناتوانی سیستم اطلاعاتی كشور در خنثی سازی آن. ناتوانی از آن جهت كه این عملیات یكشبه در ذهن كسی طراحی نشده و مقدمات و عقبه ای داشته و چندین تیم اعم از مراقبت و اطاعات، عملیات و تخلیه و ... در این كار دخیل بوده اند و مطموئنا چنین چیزی امر ساده ای نیست.

چند انفجار در خارج از ایران رخ داده و مسئولان اسراییلی، ایران را مقصر قلمداد كرده اند. این ادعا به همان اندازه مضحك است كه یك هكر عربستانی ادعا كرده اسنادی از دخالت ایران در سركوب مردم سوریه را از ایمیل شخصی بشار اسد بیرون كشیده است. چه كسی باور می كند اطلاعاتی به این مهمی -در صورت وجود، زیرا همانطور كه مدرك متقنی مبنی بر دخالت حزب الله لبنان در سركوب معترضین بعد از انتخابات وجود ندارد، مدركی هم بر دخالت ایران در سوریه نیست و اعتقاد من بر این است كه این كشورها دارای قدرت سركوبی در این سطح هستند و نیازی به كمك یكدیگر در این زمینه ندارند- در ایمیل بشار اسد باشد؟؟

علیرغم میل شخصی می توان به راحتی گفت كه اگر ایران قصد انجام عملیاتی برون مرزی را داشته باشد، احتمال دستگیری فرد عمل كننده و زنده ماندن سوژه بسیار پایین است. این را می توان به راحتی از سوابق ایران در چنین حوادثی فهمید. حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی نمونه های كوچكی از این قدرت هستند. گرچه اعتراف به این امر توسط مسئولان كشوری نمی تواند عمل صحیحی باشد ولی قدرت ایران را در انجام چنین عملیات هایی نمی توان دست كم گرفت.


پنجشنبه 13 بهمن 1390

سوریه

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین

تحولات سوریه و منازعه میان موافقان و مخالفان بشار اسد در سوریه روند سریع و خونباری را پی گرفته است و البته نباید این نكته را از نظر دور داشت كه كشورها و قدرت های خارجی هم خواهان این تسریع هستند. آمریكا می خواهد یك دشمن همیشگی را از منطقه حذف كند. در اسراییل هنوز بین حذف یا ابقای سوریه درگیری است. تركیه نیز دل خوشی از حكومت اسد ندارد و به وضوح برای سوریه خط و نشان می كشد و مخالفان او را پناه می دهد و مسلح می كند. قطر چندین بار هزینه هرگونه جنگی را علیه سوریه تقبل كرده است تا هم مقاومت حزب الله را در لبنان در هم بشكند و هم تنها هم پیمان ایران در میان اعراب را حذف كرده باشد. ایران كه هم به موقعیت استراتژیك سوریه دل خوش كرده و تقریبا تنها هم پیمان عرب او در منطقه است و به وضوح از اعمال اسد حمایت می كند.

اتحادیه عربی هم گویا به شدت خواستار اجرای پروژه ای مانند سرنگونی قذافی در لیبی است و همین امر هم باعث شده كه چندین بار قطر خواهان حمله به سوریه شده و اعلام كرده كه هزینه جنگ را تامین می كند. جالب است كه هیچكدام از این كشورهای عربی چنین آمادگی ای در برخورد با اسراییل نداشته اند. همین امر هم باعث شد پس از چند روز حضور نمایندگان اتحادیه عرب در سوریه آنان را در نزدیكی نشست شورای امنیت سازمان ملل فرا بخوانند تا بتوانند یك حمله و تغییر رژیم با پشتوانه جهانی را در سوریه اجرا كنند كه البته با مخالفت روسیه و چین این اقدام میسر نشد.

از طرف دیگر هم باز آن مشكل همیشگی دیكتاتورهاست. تحولات سوریه نزدیكی بسیاری به تحولات لیبی دارد. حماقت اسد در عدم تشخیص این تشابه و ادامه كشتار كاری است كه خوی دیكتاتوری اسد را رو می كند و مطمئنا او را به سوی پرتگاه سقوط می برد و اگر حتی بتواند بر مخالفین پیروز شود، بر چه ملتی می خواهد حكمرانی كند؟ این حماقت اسد باعث كشتار و بی سرپناهی بسیاری از مردم كشورش شد. پشتوانه و عقبه مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین را از بین خواهد برد - كما اینكه دفتر حماس در دمشق رو به تعطیلی است - و از همه مهمتر باعث شد كه كشورهایی مثل عربستانو قطر كه هیچ اعتقادی به آزادی بیان ندارند، به عنوان حامیان مردم كشورش شمرده شوند.

اما در آنسو، مخالفت های اسد هم هویت رفتاری نامشخصی دارند. مثل همان چیزی كه در لیبی اتفاق افتاد و قذافی احمق نتوانست بفهمد كه مردم كشورش را با دست خود به سوی غرب هل داده است. واضح است، آنچیزی كه ر لیبی اتفاق افتاد دزدی منابع و مخازن نفتی یك ملت بود. شورای انتقالی در به كارگیری احكام اسلامی بسیار بنیادگرا و در رابطه با غرب بسیار واداده است. در سوریه مخالفان مسلح ادعا دارند كه با اسلحه تنها از خود دفاع می كنند در حالیكه تا كنون چندین بار به ایرانی های غیر مسلح حمله كرده و آنان را گروگان گرفته اند. اگر آنان به دنبال انقلاب اند برای یك آزادی و برای یك ارتقای اخلاقی و عملی در سطح جامعه مطمئنا نمی توانند با چنین اقداماتی كه تنها از دست تروریست ها بر می آید به اهداف خود برسند. همین مسئله نشان می دهد كه نسبت به این تحولات باید با شك و تردید نگریست. این كه حكومت ایران حامی رژیم اسد است جای خود ولی این دلیل بر این نمی شود كه ایرانیان در سوریه مورد اقدامات تروریستی واقع بشوند. همین نشان دهنده هویت خطرناك و آنارشیست حكومت بعدی در سوریه است. ولی افسوس كه دیكتاتورها نمی فهمند.


یکشنبه 22 آبان 1390

مصلحت بالاتر

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین

هفته پیش مناظره ای در مورد حوادث منطقه بین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد که جدای از اصل مناظره یک نکته و حرف جالب نماینده بسیج در مورد حوادث سوریه توجه مرا به خود جلب کرد. نماینده بسیج دانشجویی در توجیه کشنارهای بشار اسد به صراحت اعلام کرد که
  علت اصلی این کشتارها این است که سوریه پلیس ندارد و بنابراین در مواجهه با آشوب ها از ارتش بهره می گیرد. [و بنابراین استدلال به شدت منطقی] خوب طبیعی است که تعداد کشته ها بسیار بالاست

و در جای دیگری سخن از یک مصلحت بالاتر آورد که سوریه به خاطر آن در حال ذبح شرعی مردم کشورش است. این مصلحت بالاتر به زعم این برادر بسیجی مقاومت اسلامی است.

همگان می دانیم که اوضاع گروه های مقاومت بعد از اینکه عقبه استراتژیکشان در لبنان و مصر از بین رفت به شدت ضعیف شدند و از قدرت نظامیشان به دلیل اینکه موضعی برای عقب نشینی و تجهیز نداشتند کم شد. پس خوب است که اگر به فکر مصلحتی بزرگتر هستید این برادر دیوانه تان را (بشار اسد) توصیه به خویشتن داری کنید. چرا که در غیر اینصورت پشتوانه استراتژیک حزب الله لبنان و سایر گروه های مقاوت در منطقه شکسته خواهد شد و آنان سلاخی خواهند شد.
در ثانی با این استدلال چه انتظاری از مردم سوریه دارید که از این به بعد خواهان حمایت از مقاومت باشند. مردمی که می بینند برای یک مصلحت دیگر سلاخی می شوند طبیعی است که علیه آن هم موضع گیری کنند.

کمی هم فکر کنید خوب است.


دوشنبه 13 تیر 1390

کهنه سربازان جنگ

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین

شاید این روزها دغدغه کهنه سربازان جنگ کمتر شده باشد. نه اینکه از ابتدا دغدغه زیادی نسبت بهشان وجود داشت؛ نه!! اینکه این روزها از همه جهت به اینان بی توجهی می شود. نه مردم به درستی به یاد اینان و ارزش هایشان هستند نه حاکمیت توجه خاصی به ایشان می کند. گویی که نه روزگاری جنگی بوده و نه کسانی سپر بلای این ملت شده اند تا خاک ایران از دست نرود. جماعتی که 8 سال را در جبهه گذراندند و از تحولات شهری بی خبر بودند و یکدفعه با ارزش های تازه به وجود آمده ای مواجه شدند. جنگ سختی های زیادی را به مردم تحمیل کرده بود و شاید خیلی ها اینان را مقصر این همه سختی می دانستند که "چقدر می جنگید!!!!!!!!!! بس است دیگر". شاید در بهترین حالت برخورد مردم با ایشان این بود "ممنون که جنگیدی ولی خب که چی؟". تا جایی پیش رفته ایم که دیگر این ارزش ها را به تمسخر می گیریم. " ... این بود ارزش های امام راحل؟" یا "پس ارزش ها چی میشن :دییییییییییی" و این به دلیل این است که تعریف درستی از ارزش ها برایشان، برایمان نشده است. مگر حمایت از مظلوم و مستضعف هدف و ارزش این ها نبود؟ چه شده است که ما عده ای را در بحرین و سایر جاها مستضعف می دانیم -که به حق هم مستضعف هستند و به خاطر شیعه بودنشان هزینه بیشتری از سایر جاها می دهند- اما در سوریه -روزی 60 کشته- آمریکایی هستند؟ مگر این برخورد دوگانه برخورد آمریکایی نیست؟ مگر اسلامی که با موازین آمریکایی قضاوت کند اسلام آمریکایی نیست؟ مگر ضد همین اسلام آمریکایی انقلاب نشد؟ .... -بخوانید حدیث مفصل از این مجمل-

1359 علیرغم اینکه فیلم خوش ساختی نیست ولی داستان خوبی را مطرح می کند. داستان تغییری که جامعه به دلیل مدیریت نادرست و انحصاری کردن ارزش ها دچار آن شده است. امروز دیگر ارزش ها عوض شده اند. منظورم این نیست که دیوارها پر از عکس شهدا بشن یا همه پیکسل شهدا رو، روی همه جاشون نصب کنن -کاری که عده ای برای به زعم خودشان مقابله فرهنگی می کنند- یا اینکه رپ مذهبی خوانده شود. بگذارید این ها را برای اهل خودش. باید به ارزش های اصیل شهدا برگشت. عدالت، آزادی و آزادگی، مقاومت.

1359 داستان فرماندهی است (مثلا حاج داود) که در 59 به کما می رود و 89 به هوش می آید. داستان تغییراتی است که در این سال ها اتفاق افتاده، داستان بی مهری هایی است که رزمنده ها شده. بی مهری تنها وحشی خواندن آن ها نیست. زندان کردن اینان هم بی مهری اینان است، فرصت حرف زدن به ایشان ندادن هم بی مهری است. برانداز خواندشان هم بی مهری است. هدف من شعار دادن نیست ولی باید بدانیم که حقی بر ما دارند و باید بدانیم که در این حق کوتاهی کرده ایم. ما واقعا به یک تغییر بزرگ نیازمندیم ... یک تغییر بزرگ


فتوبلاگ هم به روز شد: http://hrpixel.com


یکشنبه 7 فروردین 1390

سعی کن ارزشش را داشته باشی

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،مقاومت ،سیاسی ،

باسم رب الحسین



"آیا ارزشش را داشته ایم؟"



"نجات سرباز رایان" داستان سربازی است که در اعزام به دلایلی در منطقه ای با سایر نیروها گرفتار می شوند و از طرفی دیگر در سایر جبهه ها برادران سرباز رایان کشته می شوند. دولت آمریکا برای حمایت از مادر و خانواده سرباز رایان یک تیم رنجر را برای نجات رایان از خط مقدم اعزام می کند. در طول مسیر جستجو برای رایان تیم ویژه دچار صدماتی می شود و چند عضو خود را از دست می دهد تا جایی که در پایان فیلم تقریبا چیزی از تیم نجات دهنده نمی ماند. قصد تعریف و نقد ماجرای فیلم را ندارم چرا که فیلم را به صورت گذرا  دیده ام و تخصصی هم در این زمینه ندارم. نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم گفتگوی فرمانده تیم نجات رایان است با رایان که شاید موثرترین دیالوگ این فیلم باشد:

Earn this. Earn it
می توان اینگونه ترجمه کرد که "ارزشش را داشته باش"

بعد از این صحنه فیلم بلافاصله به زمان کنونی (زمانی که سرباز رایان دیگر پیر شده است) بر می گردد و رایان از همسرش می پرسد که "آیا من خوب زندگی کرده ام؟" و از او می خواهد که تایید کند که آیا ارزش آن همه فدارکاری را داشته است؟

حال خوب است که به رفتار خود نگاهی داشته باشیم و از خود این سوال را بپرسیم که "آیا ارزشش را داشته ایم؟". شبکه پنج چند روز پیش فیلم "اخراجی ها 1" را پخش کرد و قسمت هایی از آن را دیدم (جدای از موضع گیری خاصی که نسبت به ساخت و داستان فیلم دارم) صحنه ای که بسیجی ها برای باز کردن معبر از روی مین عبور می کردند و صحنه های بعد از آن (قطع عضو، خونریزی شدید و شهادت) یک لحظه مرا به شک فروبرد که "آیا واقعا ارزشش را داشته ایم؟"

تنها جنگ نیست که این سوال را در ذهن ما ایجاد می کند. در طول تاریخ و برای پاسخ به خود برای فداکاری های که انجام شده تا اسلام و تشیع (احساس فرقه ای بهتان دست ندهد) حفظ شوند باید این سوال مطرح شود. کوفی ها ارزش قیام حسین (ع) را نداشتند ولی ما باید کاری کنیم که ارزشش را داشته باشیم. .... . باید کاری کرد که ارزش سی هزار شهید انقلاب اسلامی را داشته باشیم که ارزش دویست هزار شهید جنگ تحمیلی را داشته باشیم که ارزش [عدد نامشخص] شهدای اخیر را داشته باشیم. برای این باید آگاهی داشت و برای این آگاهی باید در صحنه حضور داشت. به قول شریعتی:

"اگر آنجا که لازم است در صحنه نیستی، هر کجا خواهی باش، چه به شراب نشسته باشی؛ چه به نماز ایستاده باشی"

و اگر حضور نداشتی یعنی اینکه بی لیاقتی!! یعنی اینکه در حال لگدمال کردن خون آنانی هستی که رفتند!! یعنی اینکه موجود بی ارزشی هستی!!


این سوال را از خودمان حتما بپرسیم:
"آیا ارزشش را داشته ام؟"


چهارشنبه 3 فروردین 1390

این بار بحرین کربلاست

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،

باسم رب الحسین

ولید المعلم در مصاحبه ای که با الشرق الاوسط کرده از ورود نظامیان سعودی به بحرین و البته به تبع آن از کشتار ملت بحرین حمایت کرده.

+ خبر را می توانید از اینجا بخوانید

در ابتدای امر شاید کمی این حمایت عجیب به نظر برسد، چرا که سوریه مواضع معتدل تری نسبت به شیعیان در منطقه دارد و از آن مهم تر اینکه سوریه از هم پیمانان اصلی ایران در منطقه محسوب می شود و شاید به عبارت بهتر بتوان گفت از معدود کشورهایی است که مناسبات دیپلماتیک خود را با ایران هنوز حفظ کرده است. به هر حال سوریه کشوری است که در زمان جنگ 8 ساله هم گویا به هر دو طرف کمک می کرده البته بسته به اینکه کدام کشور پول بیشتری بدهد. اصلا و جان کلام اینکه این کشور هر چند هم ایدئولوژیک باشد مشخص است که منافع پولی اش از همه چیز مهمتر است تا جایی که حاضر است از کشتار مسلمانان در بحرین هم حمایت کند. البته یکی از جنبه های این حمایت می تواند به دلیل نا ارامی ها در سوریه هم باشد به هر حال ولید معلم حدودا ده روز پیش ایران بود و بعد گویا سفری به عربستان داشته و به احتمال زیاد پول عربستان از ایران بیشتر بوده.



جمعه 27 اسفند 1389

تنها راه سلاح است

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،مقاومت ،سیاسی ،

باسم رب الحسین

تحولاتی را که جدیدا در منطقه خاورمیانه شاهد آن هستیم ناشی از انباشت نفرت و سرخوردگی مردم آن کشورها نسبت به رفتار حکام کشورشان است. این سرخوردگی در تمام ملت این کشورها گسترده است. چه آنان که علقه دینی دارند و چه کسانی که اعتراضشان ربطی به دینشان ندارد. اعتراضات با خودسوزی یک جوان دست فروش در تونس که توسط ماموران حکومتی مورد ظلم قرار گرفته بود آغاز شد و به مصر رسید و سایر کشورها را در بر گرفت. نکته مهم در تمام این تحولات عدم حمایت آمریکا از دیکتاتورهای در آستانه سقوط بود. کشته ها هم در جریان انقلاب کم بود تا اینکه این موج به لیبی رسید. بمباران و کشتار بی رحمانه قذافی سرآغازی بود بر کشتار عنان گسیخته مردم. تحولات در یمن و بحرین هم تحولات آرامی بود تا اینکه خاندان آل سعود احساس خطر کردند. احساس خطر از نفوذ این انقلاب ها به عربستان. بحرین با داشتن اکثریت شیعه بهترین مکان برای دخالت و نسل کشی یهودی زادگان آل سعود بود. کشتار بی رحمانه مردم بحرین عمق کینه و بغض وهابیون را نسبت به شیعه نشان داد. در این میان اما رفتار دوگانه آمریکا قابل توجه بود. آمریکا پس از شروع کشتار ها در لیبی بلافاصله تهدید به مداخله نظامی کرد. ناتو هم همینطور. ولی گویا اوضاع در مورد بحرین کمی متفاوت است. معیار حقوق بشر گویا منافع غربیان در تامین نفت از خاورمیانه است. عربستان به خوبی می تواند این مورد را تامین کند.
جایی خواندم که مردم شیعیان جتوب لبنان به بیروت سفر می کنند و در ملاقاتی با امام موسی صدر از تجاوزهای رژیم صهیونیستی گله می کنند و از امام موسی می خواهند که برای آنان کاری انجام دهد. امام موسی هم در جوابشان می گوید چرا سلاح به دست نمی گیرید؟ حال و روز اکثریت شیعه بحرین هم همین است. تا سلاح به دست نگیرند نمی توانند به مطالبات خود برسند.

فتوبلاگ هم به روز شد:
HTTP://HRPIXEL.COM


یکشنبه 24 بهمن 1389

پیروزی؛ شکست

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین



پیروزی ما آن چیزی نیست که

در آن شکست کسی باشد

میرحسین موسوی در بیانیه ای که پس از شرکت در راهپیمایی روز قدس منتشر کرد جملات زیر را بیان کرد که شاید از مهمترین نکات این بیانیه بود

" اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند.در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند."

توجه به این نکته امر بسیار مهمی است چرا که واقعا هم همینطور است. ما به چهره هایی که در وضع فعلی قدرت درک ندارند علاقه داریم و به هیچ وجه پیروزی خود را در شکست آنان نمی بینیم. در گودر "Google Reader" خواندم که یکی از برادرانی که چند وقتی است به دنبال هدایت ما و به ویژه این حقیر است نوشته بود "داریم چمدانها را می بندیم اول صبح از کشور خارج بشیم. فردا 25 بهمن است و سرنگونی نظام. این سی سال چقدر زود گذشت". این نوشته در تمسخر راهپیمایی ای که معلوم نیست برقرار باشد نوشته شده است. امیدوارم این دوستان روزی به معنای عمیق این سخن میرحسن برسند و بفهمند که ما مثل آنان پیروزی خود را در شکست کسی نمی بینیم. ما امیدواریم روزی اقتصاد و سیاست ایران بهبود پیدا کند تا آنان و خانواده هایشان نیز تحت فشار بار اقتصادی نباشند و زندگی راحتی را داشته باشند ولو اینکه در آن روز هم علیه ما باشند و طرز تفکر ما را قبول نداشته باشند. امیدوارم روزی برسد که این دوستان بتوانند از ورای فضای غبارآلودی که در برابر خویش درست کرده اند واقعیات موجود در جامعه را ببینند و فقط خود را بر حق نبینند و تحمل شنیدن ارای مخالف خود را داشته باشند. برادران! تمسخر و استهزا کسانی که با شما  مخالفند تنها و تنها شما را کوته بین تر می کند و باعث درک دیرتر شرایط جامعه می شود. امید است که زودتر به عمق این کلام دست پیدا کنید.


تعداد کل صفحات: 17 1 2 3 4 5 6 7 ...
POWERED BY MIHANBLOG.COM     
Design by InfoCreek | www.infocreek.com