تبلیغات
عقل سرخ
یکشنبه 22 آبان 1390

مصلحت بالاتر

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین

هفته پیش مناظره ای در مورد حوادث منطقه بین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد که جدای از اصل مناظره یک نکته و حرف جالب نماینده بسیج در مورد حوادث سوریه توجه مرا به خود جلب کرد. نماینده بسیج دانشجویی در توجیه کشنارهای بشار اسد به صراحت اعلام کرد که
  علت اصلی این کشتارها این است که سوریه پلیس ندارد و بنابراین در مواجهه با آشوب ها از ارتش بهره می گیرد. [و بنابراین استدلال به شدت منطقی] خوب طبیعی است که تعداد کشته ها بسیار بالاست

و در جای دیگری سخن از یک مصلحت بالاتر آورد که سوریه به خاطر آن در حال ذبح شرعی مردم کشورش است. این مصلحت بالاتر به زعم این برادر بسیجی مقاومت اسلامی است.

همگان می دانیم که اوضاع گروه های مقاومت بعد از اینکه عقبه استراتژیکشان در لبنان و مصر از بین رفت به شدت ضعیف شدند و از قدرت نظامیشان به دلیل اینکه موضعی برای عقب نشینی و تجهیز نداشتند کم شد. پس خوب است که اگر به فکر مصلحتی بزرگتر هستید این برادر دیوانه تان را (بشار اسد) توصیه به خویشتن داری کنید. چرا که در غیر اینصورت پشتوانه استراتژیک حزب الله لبنان و سایر گروه های مقاوت در منطقه شکسته خواهد شد و آنان سلاخی خواهند شد.
در ثانی با این استدلال چه انتظاری از مردم سوریه دارید که از این به بعد خواهان حمایت از مقاومت باشند. مردمی که می بینند برای یک مصلحت دیگر سلاخی می شوند طبیعی است که علیه آن هم موضع گیری کنند.

کمی هم فکر کنید خوب است.


دوشنبه 13 تیر 1390

کهنه سربازان جنگ

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین

شاید این روزها دغدغه کهنه سربازان جنگ کمتر شده باشد. نه اینکه از ابتدا دغدغه زیادی نسبت بهشان وجود داشت؛ نه!! اینکه این روزها از همه جهت به اینان بی توجهی می شود. نه مردم به درستی به یاد اینان و ارزش هایشان هستند نه حاکمیت توجه خاصی به ایشان می کند. گویی که نه روزگاری جنگی بوده و نه کسانی سپر بلای این ملت شده اند تا خاک ایران از دست نرود. جماعتی که 8 سال را در جبهه گذراندند و از تحولات شهری بی خبر بودند و یکدفعه با ارزش های تازه به وجود آمده ای مواجه شدند. جنگ سختی های زیادی را به مردم تحمیل کرده بود و شاید خیلی ها اینان را مقصر این همه سختی می دانستند که "چقدر می جنگید!!!!!!!!!! بس است دیگر". شاید در بهترین حالت برخورد مردم با ایشان این بود "ممنون که جنگیدی ولی خب که چی؟". تا جایی پیش رفته ایم که دیگر این ارزش ها را به تمسخر می گیریم. " ... این بود ارزش های امام راحل؟" یا "پس ارزش ها چی میشن :دییییییییییی" و این به دلیل این است که تعریف درستی از ارزش ها برایشان، برایمان نشده است. مگر حمایت از مظلوم و مستضعف هدف و ارزش این ها نبود؟ چه شده است که ما عده ای را در بحرین و سایر جاها مستضعف می دانیم -که به حق هم مستضعف هستند و به خاطر شیعه بودنشان هزینه بیشتری از سایر جاها می دهند- اما در سوریه -روزی 60 کشته- آمریکایی هستند؟ مگر این برخورد دوگانه برخورد آمریکایی نیست؟ مگر اسلامی که با موازین آمریکایی قضاوت کند اسلام آمریکایی نیست؟ مگر ضد همین اسلام آمریکایی انقلاب نشد؟ .... -بخوانید حدیث مفصل از این مجمل-

1359 علیرغم اینکه فیلم خوش ساختی نیست ولی داستان خوبی را مطرح می کند. داستان تغییری که جامعه به دلیل مدیریت نادرست و انحصاری کردن ارزش ها دچار آن شده است. امروز دیگر ارزش ها عوض شده اند. منظورم این نیست که دیوارها پر از عکس شهدا بشن یا همه پیکسل شهدا رو، روی همه جاشون نصب کنن -کاری که عده ای برای به زعم خودشان مقابله فرهنگی می کنند- یا اینکه رپ مذهبی خوانده شود. بگذارید این ها را برای اهل خودش. باید به ارزش های اصیل شهدا برگشت. عدالت، آزادی و آزادگی، مقاومت.

1359 داستان فرماندهی است (مثلا حاج داود) که در 59 به کما می رود و 89 به هوش می آید. داستان تغییراتی است که در این سال ها اتفاق افتاده، داستان بی مهری هایی است که رزمنده ها شده. بی مهری تنها وحشی خواندن آن ها نیست. زندان کردن اینان هم بی مهری اینان است، فرصت حرف زدن به ایشان ندادن هم بی مهری است. برانداز خواندشان هم بی مهری است. هدف من شعار دادن نیست ولی باید بدانیم که حقی بر ما دارند و باید بدانیم که در این حق کوتاهی کرده ایم. ما واقعا به یک تغییر بزرگ نیازمندیم ... یک تغییر بزرگ


فتوبلاگ هم به روز شد: http://hrpixel.com


شنبه 6 فروردین 1390

سعی کن ارزشش را داشته باشی

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،مقاومت ،سیاسی ،

باسم رب الحسین



"آیا ارزشش را داشته ایم؟"



"نجات سرباز رایان" داستان سربازی است که در اعزام به دلایلی در منطقه ای با سایر نیروها گرفتار می شوند و از طرفی دیگر در سایر جبهه ها برادران سرباز رایان کشته می شوند. دولت آمریکا برای حمایت از مادر و خانواده سرباز رایان یک تیم رنجر را برای نجات رایان از خط مقدم اعزام می کند. در طول مسیر جستجو برای رایان تیم ویژه دچار صدماتی می شود و چند عضو خود را از دست می دهد تا جایی که در پایان فیلم تقریبا چیزی از تیم نجات دهنده نمی ماند. قصد تعریف و نقد ماجرای فیلم را ندارم چرا که فیلم را به صورت گذرا  دیده ام و تخصصی هم در این زمینه ندارم. نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم گفتگوی فرمانده تیم نجات رایان است با رایان که شاید موثرترین دیالوگ این فیلم باشد:

Earn this. Earn it
می توان اینگونه ترجمه کرد که "ارزشش را داشته باش"

بعد از این صحنه فیلم بلافاصله به زمان کنونی (زمانی که سرباز رایان دیگر پیر شده است) بر می گردد و رایان از همسرش می پرسد که "آیا من خوب زندگی کرده ام؟" و از او می خواهد که تایید کند که آیا ارزش آن همه فدارکاری را داشته است؟

حال خوب است که به رفتار خود نگاهی داشته باشیم و از خود این سوال را بپرسیم که "آیا ارزشش را داشته ایم؟". شبکه پنج چند روز پیش فیلم "اخراجی ها 1" را پخش کرد و قسمت هایی از آن را دیدم (جدای از موضع گیری خاصی که نسبت به ساخت و داستان فیلم دارم) صحنه ای که بسیجی ها برای باز کردن معبر از روی مین عبور می کردند و صحنه های بعد از آن (قطع عضو، خونریزی شدید و شهادت) یک لحظه مرا به شک فروبرد که "آیا واقعا ارزشش را داشته ایم؟"

تنها جنگ نیست که این سوال را در ذهن ما ایجاد می کند. در طول تاریخ و برای پاسخ به خود برای فداکاری های که انجام شده تا اسلام و تشیع (احساس فرقه ای بهتان دست ندهد) حفظ شوند باید این سوال مطرح شود. کوفی ها ارزش قیام حسین (ع) را نداشتند ولی ما باید کاری کنیم که ارزشش را داشته باشیم. .... . باید کاری کرد که ارزش سی هزار شهید انقلاب اسلامی را داشته باشیم که ارزش دویست هزار شهید جنگ تحمیلی را داشته باشیم که ارزش [عدد نامشخص] شهدای اخیر را داشته باشیم. برای این باید آگاهی داشت و برای این آگاهی باید در صحنه حضور داشت. به قول شریعتی:

"اگر آنجا که لازم است در صحنه نیستی، هر کجا خواهی باش، چه به شراب نشسته باشی؛ چه به نماز ایستاده باشی"

و اگر حضور نداشتی یعنی اینکه بی لیاقتی!! یعنی اینکه در حال لگدمال کردن خون آنانی هستی که رفتند!! یعنی اینکه موجود بی ارزشی هستی!!


این سوال را از خودمان حتما بپرسیم:
"آیا ارزشش را داشته ام؟"


سه شنبه 2 فروردین 1390

این بار بحرین کربلاست

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،

باسم رب الحسین

ولید المعلم در مصاحبه ای که با الشرق الاوسط کرده از ورود نظامیان سعودی به بحرین و البته به تبع آن از کشتار ملت بحرین حمایت کرده.

+ خبر را می توانید از اینجا بخوانید

در ابتدای امر شاید کمی این حمایت عجیب به نظر برسد، چرا که سوریه مواضع معتدل تری نسبت به شیعیان در منطقه دارد و از آن مهم تر اینکه سوریه از هم پیمانان اصلی ایران در منطقه محسوب می شود و شاید به عبارت بهتر بتوان گفت از معدود کشورهایی است که مناسبات دیپلماتیک خود را با ایران هنوز حفظ کرده است. به هر حال سوریه کشوری است که در زمان جنگ 8 ساله هم گویا به هر دو طرف کمک می کرده البته بسته به اینکه کدام کشور پول بیشتری بدهد. اصلا و جان کلام اینکه این کشور هر چند هم ایدئولوژیک باشد مشخص است که منافع پولی اش از همه چیز مهمتر است تا جایی که حاضر است از کشتار مسلمانان در بحرین هم حمایت کند. البته یکی از جنبه های این حمایت می تواند به دلیل نا ارامی ها در سوریه هم باشد به هر حال ولید معلم حدودا ده روز پیش ایران بود و بعد گویا سفری به عربستان داشته و به احتمال زیاد پول عربستان از ایران بیشتر بوده.



جمعه 27 اسفند 1389

تنها راه سلاح است

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،مقاومت ،سیاسی ،

باسم رب الحسین

تحولاتی را که جدیدا در منطقه خاورمیانه شاهد آن هستیم ناشی از انباشت نفرت و سرخوردگی مردم آن کشورها نسبت به رفتار حکام کشورشان است. این سرخوردگی در تمام ملت این کشورها گسترده است. چه آنان که علقه دینی دارند و چه کسانی که اعتراضشان ربطی به دینشان ندارد. اعتراضات با خودسوزی یک جوان دست فروش در تونس که توسط ماموران حکومتی مورد ظلم قرار گرفته بود آغاز شد و به مصر رسید و سایر کشورها را در بر گرفت. نکته مهم در تمام این تحولات عدم حمایت آمریکا از دیکتاتورهای در آستانه سقوط بود. کشته ها هم در جریان انقلاب کم بود تا اینکه این موج به لیبی رسید. بمباران و کشتار بی رحمانه قذافی سرآغازی بود بر کشتار عنان گسیخته مردم. تحولات در یمن و بحرین هم تحولات آرامی بود تا اینکه خاندان آل سعود احساس خطر کردند. احساس خطر از نفوذ این انقلاب ها به عربستان. بحرین با داشتن اکثریت شیعه بهترین مکان برای دخالت و نسل کشی یهودی زادگان آل سعود بود. کشتار بی رحمانه مردم بحرین عمق کینه و بغض وهابیون را نسبت به شیعه نشان داد. در این میان اما رفتار دوگانه آمریکا قابل توجه بود. آمریکا پس از شروع کشتار ها در لیبی بلافاصله تهدید به مداخله نظامی کرد. ناتو هم همینطور. ولی گویا اوضاع در مورد بحرین کمی متفاوت است. معیار حقوق بشر گویا منافع غربیان در تامین نفت از خاورمیانه است. عربستان به خوبی می تواند این مورد را تامین کند.
جایی خواندم که مردم شیعیان جتوب لبنان به بیروت سفر می کنند و در ملاقاتی با امام موسی صدر از تجاوزهای رژیم صهیونیستی گله می کنند و از امام موسی می خواهند که برای آنان کاری انجام دهد. امام موسی هم در جوابشان می گوید چرا سلاح به دست نمی گیرید؟ حال و روز اکثریت شیعه بحرین هم همین است. تا سلاح به دست نگیرند نمی توانند به مطالبات خود برسند.

فتوبلاگ هم به روز شد:
HTTP://HRPIXEL.COM


یکشنبه 24 بهمن 1389

پیروزی؛ شکست

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین



پیروزی ما آن چیزی نیست که

در آن شکست کسی باشد

میرحسین موسوی در بیانیه ای که پس از شرکت در راهپیمایی روز قدس منتشر کرد جملات زیر را بیان کرد که شاید از مهمترین نکات این بیانیه بود

" اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند.در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند."

توجه به این نکته امر بسیار مهمی است چرا که واقعا هم همینطور است. ما به چهره هایی که در وضع فعلی قدرت درک ندارند علاقه داریم و به هیچ وجه پیروزی خود را در شکست آنان نمی بینیم. در گودر "Google Reader" خواندم که یکی از برادرانی که چند وقتی است به دنبال هدایت ما و به ویژه این حقیر است نوشته بود "داریم چمدانها را می بندیم اول صبح از کشور خارج بشیم. فردا 25 بهمن است و سرنگونی نظام. این سی سال چقدر زود گذشت". این نوشته در تمسخر راهپیمایی ای که معلوم نیست برقرار باشد نوشته شده است. امیدوارم این دوستان روزی به معنای عمیق این سخن میرحسن برسند و بفهمند که ما مثل آنان پیروزی خود را در شکست کسی نمی بینیم. ما امیدواریم روزی اقتصاد و سیاست ایران بهبود پیدا کند تا آنان و خانواده هایشان نیز تحت فشار بار اقتصادی نباشند و زندگی راحتی را داشته باشند ولو اینکه در آن روز هم علیه ما باشند و طرز تفکر ما را قبول نداشته باشند. امیدوارم روزی برسد که این دوستان بتوانند از ورای فضای غبارآلودی که در برابر خویش درست کرده اند واقعیات موجود در جامعه را ببینند و فقط خود را بر حق نبینند و تحمل شنیدن ارای مخالف خود را داشته باشند. برادران! تمسخر و استهزا کسانی که با شما  مخالفند تنها و تنها شما را کوته بین تر می کند و باعث درک دیرتر شرایط جامعه می شود. امید است که زودتر به عمق این کلام دست پیدا کنید.


شنبه 9 بهمن 1389

دیکتاتورها

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین


دیکتاتورها دیر می فهمند




دیکتاتورها همیشه اشتباه می کنند. دیکتاتورها خون می ریزند تا حکومتشان حفظ شود ولی نمی دانند که ریختن خون بی گناه دامنشان را برای همیشه خواهد گرفت. در همه تاریخ هم همین بوده. این سنت الهی است و از آن گریزی نیست. خون بی گناه دیر یا زود دامن خون ریز را خواهد گرفت.

دیکتاتورها همیشه دیر صدای انقلاب ملت را می شنوند. زمانی که دیگر کار از کار گذشته و نه استعفای دولتشان فایده ای دارد و نه چیز دیگر. خودشان می مانند و یک راه فرار.

دیکتاتورها همواره به قدرت نظامی شان فخر می فروشند و آن ها را برای خودشان کافی می دانند. ولی ملت ها حسبنا الله، نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.

و دیگر اینکه دیکتاتورها هیچ وقت از سرنوشت یکدیگر عبرت نمی گیرند.


جمعه 19 آذر 1389

گوییا باور نمی دارید روز داوری

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    

باسم رب الحسین



گوییا باور نمی دارید روز داوری



به دلایلی توضیحات بیشتری نمی توانم بگویم ولی در 16 آذر امسال چندین دانشجوی بی گناه بازداشت شدند. چه می خواهند از جان دانشگاه نمی دانم، این را هم نمی دانم که آیا این کسانی که خود را داعیه دار اسلام می دانند از روز قیامت هم نمی ترسند؟ فی الحال که زمام امور در دست شماست و می تازید ولی به خدا که میان ما و شما وعده ای است و چه بد روزی است برای شما آن روز. روزی که توجیهات پوشالیتان را خریداری نیست و حتی به زهر چشم نیز نمی توانید کسی را خفه کنید. نمی گویم دانشگاه جبارتر از شما را دیده که شاید راه را به اشتباه رفته باشم ولی طبق سنن جاری الهی ظالم جواب ظلم روا داشته خود را خواهد پرداخت و قبل تر از شما بودند کسانی که هزینه ظلمشان را پرداختند. دعا کنید که در همین دنیا محاکمه شوید تا بارتان در آن جهان کمی، فقط کمی سبک تر گردد. ما نیز اباذر گونه در مقابل شما خواهیم ایستاد تا برای تشجیع ظالم جوابگو نباشیم. سخن خدا و پیامبرش بیهوده نیست. به انتظار می نشینیم سنت "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" را.


تعداد کل صفحات: 17 1 2 3 4 5 6 7 ...
POWERED BY MIHANBLOG.COM     
Design by InfoCreek | www.infocreek.com