تبلیغات
عقل سرخ - حضرت زینب (س)
دوشنبه 23 دی 1387

حضرت زینب (س)

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،مذهبی ،

باسم رب الحسین

 

بِاءَبى مَنْ شَیْبَتُهُ تَقْطُرُ بِالدَّماءِ

 

قبل از نوشت:

خیلی وقته كه می خوام درباره عاشورا یه چیزی بنویسم و البته مسائل غزه ولی مگه میزارن این امتحانا. ولی این یكی رو دلم نمیاد نزارم.

خود نوشت:

عصر عاشورا زمانی كه زینب (س) از تل زینبیه شاهد قتلگاه بود نگاهش بر پیكر بی سر حسین (ع) می افتد. جملات زیبایی دارد در آن زمان و محتشم به خوبی آن را به نظم كشیده:

وامُحَمَّداهُ، صَلّى عَلَیْكَ مَلائِكَةُ السَّماءِ. هذا حُسَیْنُ بِالْعَراءِ، مُرَمَّلُ بِالدِّماءِ، مُقَطَّعُ الاعْضاءِ، واثَكْلاهُ، وَ بَناتُكَ سَبایا، الَى اللّهِ الْمُشْتَكى وَ الى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفزى وَ اِلى عَلیٍّ المُرْتَضى وَ اِلى فاطِمَةَ الزَّهراءِ، و الى حَمزَةَ سَیِّدِ الشُّهَداء. وامُحَمَّداهُ، وَ هذا حُسَیْنُ بِالعَراءِ، تَسْفى عَلَیْهِ رِیحُ الصَّباءِ، قَتیلُ اءَولادِ الْبَغایا. واحُزْناهُ، واكَرْباهُ عَلَیْكَ یا اءبا عَبْدِ اللّهِ، اءَلْیَوْمَ ماتَ جَدّى رَسُولُ اللّه .
یا اءَصْحابَ مُحَمَّدٍ، هولاءِ ذُرِّیَّةُ الْمُصْطفى یُساقُونَ سَوْقَ السَّبایا. وَ فى بعْضِ الرَّوایاتِ: وامُحَمَّداهُ، بَناتُكَ سَبایا، وَ ذُرّیَّتُكَ مُقَتَّلَةُ تَسْفى عَلَیْهِمْ ریحُ الصَّباءِ، وَ هَذا حُسَیْنُ مَحْزُوزُ الرَّاءسِ مِنَ الْقَفا، مَسْلُوبُ العِمامَةِ وَالرَّداءِ. بِاءبى مَنْ اءَضْحى عَسْكَرُهُ فى یَوْمِ الاثْنَیْنِ نَهْبَا. بِاءبى مَنْ فُسْطاطُهُ مُقَطَّعُ العُرى .
بِاءبى مَنْ لا غائِبُ فَیُرْتَجى ، وَ لا جَریحُ فَیُداوى .
بِاءبى مَنْ نَفْسى لَهُ الفِداءُ.
بِاءبِى الْمَهْمُومُ حَتّى قَضى .
بِاءبى الْعَطشانُ حَتى مَضى .
ترجمه :
و ستم ها به خداوند و به خدمت محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا و حمزه سیدالشهداء علیه السّلام شكایت مى برم ، یا محمد! این حسین است كه در گوشه بیابان افتاده و باد صبا بر او مى گذرد و او به دست زنازادگان كشته شده است اى بسا حزن و اندوه من ! امروز احساس مى كنم كه جد بزرگوارم احمد مختار از دنیا رحلت نمود!
كجایید اى اصحاب محمد صلى الله علیه و اله !؟ اینك این بى كسان ، ذریه مصطفى را به اسیرى مى برند و در روایت دیگر وارد شده است كه مى گفت : یا محمد!
اینك دختران تو اسیر و ذریه تو كشته شده اند و باد صبا بر اجساد ایشان مى وزد و اینك حسین سر از قفا جدا گردیده عمامه و ردایش را از سر دوشش كشیده اند.
پدرم فداى آن حسین كه در روز دوشنبه لشكرش به تاراج رفت .
شاید این كلمه اشاره باشد به روز سقیفه بنى ساعده .
پدرم به فداى آن حسین كه طناب خیمه هاى حرمش را بریدند.
پدرم به فداى آن حسین كه به سفر نرفته تا امید بازگشتش را داشته باشم و زخم بدنش طورى نیست كه مداوا توانم نمود جانم به فدایش كه با بار غم و اندوه از دنیا رفت .
پدرم به فداى او كه با لب تشنه از دار دنیا رفت . پدرم به فداى او كه جدش ‍ محمد مصطفى است .
متن عربى :
بِاءَبى مَنْ شَیْبَتُهُ تَقْطُرُ بِالدَّماءِ، بِاءبى مَنْ جَدُّهُ رَسُولُ الهِ السَّماءِ، بِاءَبى مَنْ هُوَ سِبْطُ نَبِیِّ الْهُدى ، بِاءَبی مُحَمَّدُ الْمُصطَفى ، بِاءبی عَلِیُّ الْمُرْتَضى ، بِاءَبی خَدیجَةُ الْكُبْرى ، بِاءبى فَاطِمَةُ الزَّهراءِ سَیِّدَةُ النِّساءِ، بِاءَبى مَنْ رُدَّتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ حَتّى صَلّى .
ترجمه :
پدرم به فداى او كه فرزند زاده رسول الله آسمانهاست .
پدرم به فداى او كه سبط نبى هدى است جانم به فداى محمد مصطفى و خدیجه كبرى و على مرتضى و فاطمه زهراء سیده زنان . جانم به فداى آن كس كه آفتاب بر او از مغرب بازگشت و طلوع دیگر نمود تا او نماز گزارد.

و اما شعر محتشم:

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی‌اختیار نعره‌ی هذا حسین زود

سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد

وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ما ببین

ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند

در ورطه‌ی عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین

تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر

سرهای سروران همه بر نیزه‌ها ببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

یک نیزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو

غلطان به خاک معرکه‌ی کربلا ببین

یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد

کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد


POWERED BY MIHANBLOG.COM     
Design by InfoCreek | www.infocreek.com