تبلیغات
عقل سرخ - فاین تذهبون
یکشنبه 25 مرداد 1388

فاین تذهبون

   نوشته شده توسط: حمید رفیعی    نوع مطلب :عمومی ،سیاسی ،

باسم رب الحسین

قبل از نوشت:

پس از آن ، امام مظلوم برپاخاست و تكیه بر قائمه شمشیر خود نمود و به آواز بلند این كلمات را ادا فرمود:
اى مردم ! شما را به خدا سوگند مى دهم ، آیا مرا مى شناسید و عارف به حق من هستید؟ در جواب آن جناب همگى گفتند: بلى تو را مى شناسیم ، تویى فرزند رسول صلّى اللّه علیه و آله و قرة عین البتول كه دختر پیغمبر است . پس تویى سِبْط آن جناب .
امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند كه آیا مى دانید كه جدّ بزرگوار من رسولِ پروردگار عالمیان است ؟
گفتند: خدا شاهد است كه مى دانیم !
امام علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند، آیا مى دانید كه جدّه من خدیجه بنت خُوَیْلد است و او اوّل زنى بود در این اُمّت كه اسلام را اختیار و تصدیق احمد مختار صلّى اللّه علیه و آله نمود؟
گفتند: خدایا تو گواهى كه مى دانیم !
امام علیه السّلام فرمود: شما را به خدا سوگند كه آیا مى دانید كه حمزه سیدالشهداء عموى پدرم على بن ابى طالب علیه السّلام است ؟
گفتند: خدایا شاهدى كه این را هم مى دانیم !

امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا قسم مى دهم ، آیا مى دانید كه جعفر طیّار در بهشت عنبر سرشت ، عموى من است ؟
گفتند: خداوندا ما مى دانیم كه چنین است !
باز آن امام برگزیده خداوند بى نیاز به آن گروه ستم پرداز، فرمود: شما را به خدا سوگند كه مى دانید این شمشیرى كه در میان بسته ام همان شمشیر سیّد اَبرار است ؟
گفتند: بلى ، به خدا این را هم مى دانیم !
امام حسین علیه السّلام فرمود: شما را به خدا قسم ، اطلاع دارید كه عمامه اى كه بر سر من است همان عمامه احمد مختار صلّى اللّه علیه و آله و رسول پروردگار است ؟
گفتند: به خدا كه این را هم مى دانیم !
حضرت فرمود: به خدا كه مى دانید شاه ولایت على علیه السّلام اول كسى بود كه قبول دعوت اسلام از سیّد اَنام نمود و او است آن كس كه پایه علمش ‍ والا و درجه حلمش از همه كس اَرْفَع و اَعْلى است و اوست ولىّ هر مؤ من و مؤ منه ؟
گفتند: به خدا كه این فضیلت را هم مى دانیم !
اباعبداللّه علیه السّلام فرمود: پس به چه جهت ریختن خون مرا حلال شمردید و حال آنكه پدرم در روز رستاخیز مردمانى را از حوض كوثر دور خواهد نمود چنانكه شتران را از سرِ آب برانند ولواء حمد در آن روز به دست اوست .

گفتند: همه این فضایل كه شمردى بر آنها علم و اقرار داریم و با وجود این دست از تو بر نمى داریم تا آنكه تشنه كام شربت مرگ را بچشى !؟

روزگار غریبی است. بهزاد نبوی که زمانی در رژیم ستم شاهی به حبس ابد محکوم بود به اوین بازگشته. روزگاری که شاید بعضی ها البته از سر رافت اسلامی!!!!!!!! (اسلامی که همچون پوستین وارونه پوشیده شده) در حال احیای کمیته مشترک ضد خرابکاری اند. روزگاری که حسینی ها زنده شده اند تا شاید باز هم بتوانند آنچه می خواهند را از زبان بی گناهان بکشند. آری روزگار غریبی است. روزگاری که بهزاد نبوی انقلابی و خط امامی باید در کنار سلطنت طلبان محاکمه شود تا سابقه سی ساله نظام محاکمه شود. روزگاری که خط امامی بودن جرم است. روزگاری که امام (ره) را به گونه ای تفسیر می کنند که طالبان را. روزگاری که حریمی برایشان نیست جز منفعتشان. روزگاری که دادگاه های نمایشی دوران ستم شاهی را یادآور است. روزگاری که دادگاه فرمایشی گل سرخی، نواب صفوی و ... را یادآور است.

خود نوشت:

شاهد سومین جلسه برگزاری دادگاه مضحک و نمایشی رسیدگی به اتهامات آشوبگران بودیم. بارزترین نکته ای که در مورد این دادگاه بود عدم تنظیم لایحه دفاعیه از سوی وکیلان برای دفاع از موکل خود بود که به وضوح نشان از عدم آگاهی ایشان در مورد برگزاری دادگاه بود. در جلسه اول دادگاه علت عدم حضور وکلا قرائت کیفرخواست کلی ذکر شده بود. آیا وکیل حق ندارد از زمان حضور موکل خود در دادگاه اطلاع داشته باشد ولو اینکه کیفر خواست عمومی باشد؟ تا کجا به ادامه این دادگاه نمایشی خواهید پرداخت؟ خوب می دانیم و می دانید که هیچ کدام از اظهارات این افراد نه جنبه قانونی دارد و نه جنبه شرعی. ابطحی اعتراف کرد ولی 18 کیلو از وزنش در بهترین دوران زندگی اش کم شد. چرا به نامه شیخ مهدی کروبی نباید رسیدگی شود ؟ عبارت بهتر اینکه چرا با این عجله باید به این نامه پاسخ داده می شد؟ یا جواب مبهم، قابل تامل و دو پهلوی رئیس قوه قضاییه که "در زندان ها تحت نظر قوه قضاییه چنین اتفاقی نیفتاده". آقایان برنامه چراغ برای شما چه نفعی داشت که اینچنین و با شتاب در حال پرونده سازی و پخش اعترافات هستید؟دغدغه شما نه اسلام است، نه ایمان مردم، نه حفظ نظام و نه ابقا بر خط امام (ره) بسیار گفته ام و باز هم می گویم شما را خط قرمزی جز منافع حقیرتان نیست.

بعد از نوشت:

کتابی از شهید رجب بیگی منتشر شده تحت عنوان می رویم تا خط امام (ره) بماند. کسانی که فکر می کنند با اقدامات خود میتوانند کاری کنند که ما از خط امام (ره) که باعث هراسشان شده و رعشه در ستون کاخ هایشان انداخته بدانند که اینبار ما به رسم اسلافمان و دانشجوهای پیرو خط امام (ره) می مانیم تا خط امام (ره) بماند و صحنه را رها نخواهیم کرد.

قلم توتم من است. او نمی گذارد که فراموش کنم، که فراموش شوم، که با شب خو کنم، که از آفتاب نگویم، که دیروز را از یاد ببرم، که فردا را به یاد نیارم، که از انتظار چشم بپوشم، که تسلیم شوم، نومید شوم، به خوشبختی رو کنم، به تسلیم خو کنم، که .... !


POWERED BY MIHANBLOG.COM     
Design by InfoCreek | www.infocreek.com